برای خریدن عشــــق،هرکه هرچه داشت،داد.مجنــــون هیچ نداشت و گریســـت.گمان کردند چون چیزی ندارد میگریــــد.اما کس ندانست که بهای عشــــق اشـــکــ است و بهای اشـــکـــ هم عشــــق...
...باجابجایی خاک،دانه های رز از دشت پشت جنگل به همراه باد آمدند و دانه ای در خاک زیر پای درخت مدفون شد.
باجاری شدن مرداب پرندگان آمدند و جنگل از سکوت خارج شد.باپرش مرغابیان به درون رود،آب به اطراف پاشیده میشد.قطرات آب به خاک پای درخت نفوذ کرد.جوانه کوچک شروع به رشد کرد.غنچه سر از خاک برآورد.ریشه اش درحین رشد به حفره های درون سنگ راه یافت و بارشد خود سنگ را شکافت.سنگ سنگدل آب ذخیره شده در خود را به ریشه رز بخشید.خاک که خشک شد،باد آنرا کنار زد.سنگ شکسته مانده بود و عشقی که ریشه رز به دلش گذاشته...
"پایان"***از کوثر***
انسان بودن يعني اين که وقتي با کسي مشتاقانه کوهي رو بالا رفتي اما رو قله حس کردي که ازش بي نياز شدي يادت نره که اونپايين چقدر بهش نياز داشتي
-------------
انسان بودن یعنی اینکه وقتی حس کردی کسی بهت نیاز داره،کمکش کنی و بدون منــّت انتظار محبت نداشته باشی.
____________
انسان بودن یعنی اینکه وقتی رفتی به یک وبلاگ و ازش بازدید کردی یه نظری هم بدی.
جای دوری نمیری.
یکی بود که یروزی،منو دوست داشت حالا رفته/
یکی نبود بدونه،بیخبر اون کجا رفته/
همه ی قصه این بود،چقد آسون چقد زود/
یکی قلبت رو برده،سرمون چی آورده...
لینک دانلود از سایت
"JustPashaei.Ir"
لینک در ادامه مطلب...
(نظر یادتون نره)
...درخت و مرداب،درددل میکردند و سنگ به عشقشان میخندید.چون دلی سنگی داشت و خبر از معجزه عشق نداشت که روزی گریبان گیر خودش هم میشود.پروانه با خارج شدن از پیله دل به گل سپرد و رفت.بارفتن پروانه درخت خشکید.سنگ هم به جهلش پوزخند میزد.مرداب هم گریست،آنقدری که دلش پاک شد.لکه های گلی رفتند و مرداب،ر
جوی روان شد.سنگ تنها شده بود.باد وزید،باخودش غبار آورد؛خاک آورد؛آورد و آورد...روی هم انباشته شد و سنگ زیر خاک دفن شد.اما هنوز هم صدای خنده اش به عشق درخت می آمد..."ادامه داره"
|
About![]()
سکــوتـے مـے کنـــمـ بـالاتـر از فـریـادھـا ...کــہ ایــن بـــزرگتــرین اعتــراض مـن اسـت بـہ تــو ... Archivesآذر 1392تير 1392 ارديبهشت 1392 فروردين 1392 Authors***کوثر***Links
♥ღباشگاه پروازღ♥ LinkDump
*دســـتــ نـوشتــــہ* کاربران آنلاين:
بازدیدها :
|